به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
یادداشت مهم مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس:
دیروز شنبه به دیدار دکتر قالیباف رفتم و برداشت خود از دیدار با رئیس تیم مذاکرهکننده را اینطور گزارش میدهم:
1- خیر دنیا و آخرت در اطاعت از ولایت فقیه و اینک آیتالله سید مجتبی خامنهای است؛
2- اساس مذاکراتِ اسلام با اذن رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده است؛ بدون اجازه آقا شرعاً و قانوناً مذاکرهای شکل نمیگیرد؛
3- من هرگز داوطلب مذاکره یا مسئولیت مذاکره با دشمنِ آمریکایی نبودم؛ پس از تصمیمات یکپارچه در ارکان نظام، به خاطر دفاع از دستاوردهای نظام و خون امامِ شهید و شهیدان و مردم و رزمندگانِ ایران و اسلام انجام وظیفه کردم؛ میدانستم حرف و حدیث پیش میآید اما باید از آبروی خود خرج میکردم؛
4- علاوه بر اذن مذاکرات، محتوای مذاکرات هم در چارچوب اذن ابلاغی رهبرانقلاب جلو رفت؛ وقتی طرف آمریکایی خواست وارد بحث تخصصی هستهای بشود، به آنها گفته شد هیئت از طرف رهبر انقلاب برای ورود تخصصی به این موضوع ممنوع شده است؛ از این به بعد هم تصمیم در این حوزه منحصراً با معظم له خواهد بود، اما ما باید درک کنیم که در وضعیت جنگی هستیم و تصمیمات بر اساس آخرین اطلاعات مرتباً با اشراف ایشان مورد اصلاح و بهبود قرار میگیرد. بدیهی است در نهایت تصمیم با رهبرانقلاب است و همه تابعند و هیچ اختلافی هم در این حوزه نیست؛
5- به خاطر پاسداشت و حرمت اذن آقا در همان ساعت، شخصاً و پیشتر و قبل از ورود به اسلامآباد، حضور رئیس سازمان انرژی اتمی را در ترکیب تیم مذاکره منع کردم؛
6- حزبالله و مردم لبنان از شروط ورود به مرحلهٔ آتشبس بود؛ علاوه بر این که دستور آقا هم بود، اما همه در این کار متفق بودیم؛ حتی دکتر پزشکیان در جلسه گفت جدا کردن حزبالله را نمیپذیریم چون این کار نامردی و ناجوانمردی است؛
7- به دکتر قالیباف گفتم صاحبانِ نظریهٔ ضبطصوت نبودگی مقابلِ ولایت فقیه و اجتهادکنندگانِ مکررِ مقابل امامِ شهید، وانمود میکنند که از فرمان آقا تمرّد کردید؛ ضمن توضیحات دقیق گفت: من سرباز و خانهزادِ ولایت فقیه هستم؛ سپس بغض کرد و گفت: یادتان هست که شهید سنوار، که یک مجاهدِ عزیزِ سُنیمذهبِ فلسطینی است، با تأسی از امیرالمؤمنین (ع) چه میگفت؟ گفت باید خودمان را و فکر و جسم و آبروی خودمان را به خدا بسپاریم؛ اگر خدا بخواهد و مقدّر کرده باشد هیچکس نمیتواند جانی را بستاند یا نستاند، ارادهای را بر کسی تحمیل کند یا مانع اثبات حقیقتی در ایران و جهان بشود که خدا ارادهاش به آن تعلق و تحقق یافته است؛ سپس گفت:
برادر مجاهدِ بزرگِ سُنیمان خود را در جنگ و مبارزه به خدا و امیرالمؤمنین سپرد و رستگار شد، چگونه من از امیرالمؤمنین و فرزندانش؛ خمینیِ بزرگ و خامنهایهای عزیز دست کشیده و به فکر دفاع از خود باشم؟ برای دفاع از خود وقت ندارم؛ وقت، وقت دفاع از ایران و ولایت فقیه و هجوم به دشمن است؛
▪️با حسرت با او خداحافظی کردم، دلم برایش تنگ شده بود؛ این سرباز وطن و سربازِ خمینیِ بزرگ و امامِ شهید و خامنهای عزیز حفظهالله را دوست میدارم؛ بوی سربازی میداد؛ بوی حاج قاسم و مگر حاج قاسم بیشتر از سربازی توقعی داشت!



